مقالات و مطالب آموزشی

شهر و شهروندی

 شهر و شهروندی


پیشگفتار

هزاره جدید در حالی آغاز شد که نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کردند . شهرنشینی با چنان گام های بلندی به جلو می رود که چند دهه اخیر غیرقابل تصور بود.  پیش بینی ها حاکی از آن است که تا سال 2050 میلادی نرخ شهرنشینی به 65% خوهد رسید.شهرها که بزرگترین نماد تمدن بشری هستند ، در هر  کجا که باشند – از کشور های توسعه یافته و در حال توسعه- تقابل برجسته و فزاینده اقتصادی،اجتماعی و سیاسی را به نمایش می گذارند.آن ها اگرچه تولید کننده بخش قابل توجه ثروت یک کشور هستند ، فقر را نیز در خود دارند.شهرنشینی از یک نگاه عمیق به تاریخ بشر، عمر چندانی ندارد ،ولی ریشه های  تحولات ناشی از گسترش این پدیده ، متناسب با عمر اندک آن نیست.اگر عمر بشر را بر روی کره زمین 24 ساعت فرض کنیم.در مقایسه با آن، طی نیم ساعت آخر ،سکونتگاه هایی با بیش از 100 نفر شکل گرفته اند. از زمان ظهور شهرهای بزرگ و کوچک فقط چند دقیقه و از شهرنشینی در مقیاس وسیع نیز کمتر از چند دقیقه می گذرد.

کیفیت زندگی در مناطق شهری در مقایسه با سطح زندگی روستائیان بهتر و برخوردارتر است .همین عامل باعث هجوم روستائیان به شهر برای دستیابی به این امکانات است (البته این اتفاق غالبا در کشورهای درحال توسعه شکل می گیرد ). از این رو ممکن است شهر با بروز و ظهور مشکلاتی چون عدم یا کمبود مسکن،خدمات بهداشتی ،تجهیزات آموزشی و... همراه شود. در این بین نقش شهروندان به عنوان عناصر پویایی جامعه و بازیگران عرصه های مختلف سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی بسیار حائز اهمیت است. به طوری که «شهروند» و «شهروندی » پویاترین مفهوم اجتماعی دنیای مدرن تلقی می شود.

در این پژوهش سعی داریم تا نقش و جایگاه خطیر شهروندان در کمک به  مدیریت و بهبود مسایل مختلف شهری در حیطه مسئولیتشان را بررسی کنیم.

شهر

الف ) از جنبه مادي و خارجي

شهر شامل انبوهي از افراد انساني و فضايي كه در آن سكونت گزيده اند ، مي گردد . به جمعيت شهري ، طرز پراكندگي و قرار گرفتن جمعيت در فضاي شهر مي پردازد .

ب ) از جهت ديگر

شهر يك سازمان اجتماعي پيچيده است . نه فقط تجمع افراد نيست .گروه هاي مختلف اجتماعي مانند خانواده ، طبقات و ... شرايط آنها و تنوع وظايف نسبت به روستا مورد توجه است.

ج ) از بعد فرهنگي

به لحاظ فرهنگی مجموعه ای از آداب و رسوم و سنت ها و نیز مکانی است که در آن روابط غیرشخصی و ثانویه حاکم است . بايد بتوان به روحيه شهري يا فرهنگ شهرنشيني توجه كرد . شهر از تنوع اجتماعی وفرهنگی برخوردار است.سبك زندگي ، شيوه فكر كردن ، بروز احساسات و عواطف در آن نسبت به ساير جوامع متفاوت است. .

د ) شهر واحد مستقل و مجزا ازجامعه نيست چون

  • شهر با منطقه اي كه در آن واقع شده ارتباط دارد .
  • شهر با كشور و كل اجتماع رابطه دارد .
  • شهر با نوع تمدن و نظام اجتماعي آن رابطه دارد .

 

شهروند

شهروند به عنوان انسانی که دریک اجتماع زتدگی می کند بیان می گردد.هر فرد برای شهروند شدن نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کند باید دارای شرایط خاصی باشد که این شرایط از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است . برای پذیرش یک انسان به صورت شهروند حتی موقعیت زمانی نیز موثر است . زیرا شرایط شهروندی تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله زمانی ، مکانی ،دیدگاه های مسئولان مکاتب و حتی دیدگاه های خود شهروندان تغییر می یابدa (حاجی پور, 1389).

 

مفهوم شهروند با مفهوم مدنی همراه است.او کسی است که حق سیاسی و مدنی در شهر دارد و در یک تعادل با شهر است و در برابر دولت تکالیفی دارد . اساساٌ کسی شهروند شمرده می‎شود که تنها فرمانگزار دولت نباشد بلکه از حقوق فطری و طبیعی نیز برخوردار باشد و دولت این حقوق را رعایت و از آنها حمایت کندb (باقرالعلوم).

                     

از نظر کانت شهروند عبارت است از توانایی و استعداد رای دادن. شهروندی نمودار عضویت و فعالیت شخص در جامعه به منظور ساختن اجتماع خویش است. روسو در نظریه  قرارداد اجتماعی خود شهروند را کسی می‎داند که در تشکیل خواست همگانی شرکت دارد، یعنی فرد آزاد مختار و دارای حق ، شهروند را در برابر رعیت قرار می‎دهد  که دارای هیچگونه حقی نیست و تنها در کنف  لطف و مرحمت خداوندگار خود زندگی می‎کندc (باقرالعلوم).

 

در انقلاب فرانسه واژۀ شهروند مفهوم آزادیهای فردی را در خود داشت و این آزادیها در اعلامیه حقوق بشر و شهروندان تدوین شدشهروند هنگامی به معنی واقعی نمود دارد که در امور سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی و اداره شهر خویش مشاکت داشته باشد .

تفاوت ملیت و شهروند

ملیت  معنای وسیعتری نسبت به شهروند دارد ملیت به معنای رابطه داشتن با یک دولت است اما نه به معنای داشتن حقوق سیاسی در داخل ، بلکه به معنای برخورداری از مزیت حمایت دولت در خارج از کشور است.  ملیت به معنای رابطه اشخاص حقوقی و برخی داراییهای ( کشتیها ، هواپیماها ) با یک دولت است که اینها ملیت دارند ولی شهروند نیستند. و همچنین نباید شهروندی را با مقیم اشتباه گرفت، کسی چه بسا شهروند کشوری باشد بی‎آنکه در آن کشور اقامت داشته باشد یا مقیم کشوری باشد بی‎آنکه شهروند آن باشد.

شهروندی

شهروندی همانطور که روشن است از مشتقات شهر است . شهروندی را قالب پیشرفته-ی «شهرنشینی» می‌دانند.  به باور برخی از کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند به «شهروند» ارتقاء یافته‌اند.

ژانژاک رسو مفهوم دقیق شهروندی را شیوه ای ایده آلیستی در ترجیح خیر و صلاح عمومی بر منافع خصوصی تعریف می کرد. شهروند واقعی کسی است که بتواند مصلحت عمومی را اراده کند، یعنی دارای "اراده عمومی" و "فضیلت مدنی" باشد.

شهروندی تا پیش از این در حوزه ی اجتماعی شهری بررسی می‌شد اما پس از آن شهروندی مفاهیم خود را به ایالت و کشور گسترش داده‌است، اگرچه امروزه بسیاری به شهروندی جهانی نیز می‌اندیشند. شهروندی امروزه کاربردها و معانی مختلفی یافته‌است

یونگ استدلال می کند که شهروندی در حقیقت مجموعه ای از ارتباط عمومی بین مردمی است که می خواهند از حالت طبیعی (انزوا) اجتناب کنند.از این رو ، شهروندی نوعی قرارداد اجتماعی است که هدف اصلی آن ارتقای رفاه و امنیت در سطح جامعه است .در دایره المعارف علوم اجتماعی وجود شهروند به حضور دولت وابسته تلقی شده است و آمده است؛ کسی نمی تواند در جامعه فاقد دولت (گروه قومی و قبیله ای) شهروند تلقی شود


شهروندی در کشور های گوناگون


شهروندی در ایران

تا قبل از این در ایران، شهروندی تنها از منظر شهر و شهرنشینی مطرح می‌گردید و شهروندی رابطه متقابل یک شهرنشین با شهر و مدیران شهری و شهرداری دیده می‌شد و حقوق شهروندی را در گرو تصویب نقشه جامع شهر میدیدند.

اما استفاده از واژه شهروند و شهروندی یا حقوق شهروندی در سال‌های اخیر در میان حقوقدانان و مجامع قانونی و حقوقی دید جامعتری یافت. در سال ۸۳ قانونی با عنوان « احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی » به تصویب مجلس رسید و به نام « بخشنامه حقوق شهروندی » در قوه قضائیه، دستورکار واحدها گردید. رئوس مهم این قانون درباره نحوه بازداشت و بازجویی و منع شکنجه و رفتار با متهمان توسط ضابطین و مجریان قضایی بود. هر چند در سالهای اخیر واژۀ شهروند به جای تبعه در ایران به سرعت فراگیر شده و كاربرد عمومی پیدا كرده است اما برخی از صاحب نظران در امور مسائل حقوقی و زبانی هنوز هم به این عقیده اند که در جوامع چون ایران، تاجکستان و افغانستان که تا هنوز اختلاف سطح توسعه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میان شهر و روستا خیلی بزرگ است، کاربرد این واژه به جای تبعه درحقیقت تبعیض در مقابل روستاییان به شمار خواهد رفت. زیرا به آنها شاید این تصور داده شود که آنها مانند شهر نشینان اتباع مستاوی الحقوق کشور به شمار نمیروند.

در ایران به کودکانی که یکی از والدین آن‌ها شهروند کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان باشد با مشکل شهروندی روبرو هستند. سالانه ۱۲ هزار دختر ایرانی با اتباع بیگانه ازدواج می‌کنند. به استناد آمارهای منتشرشده ۳۳ هزار فرزند حاصل از ازدواج دختران مشهد با اتباع بیگانه بدون شناسنامه هستند.

قواعد تابعیت در قانون مدنی ایران آورده شده‌اند. جلد دوم قانون مدنی مصوب ۱۳۱۳ با اصلاحات بعدی، در شماری از مواد خود به شرایط کسب تابعیت ایرانی، سلب تابعیت و بازگشت به تابعیت اختصاص پیدا کرده‌است. ماده ۹۷۶ قانون مدنی کسانی را که ایرانی هستند بر شمرده و ماده ۹۷۹ شرایطی را که بیگانگان می‌توانند به تابعیت ایرانی درآیند مقرر نموده‌است. ماده ۹۷۹ اعلام می‌دارد: «اشخاصی که دارای شرایط ذیل باشند می‌توانند تابعیت ایران را تحصیل کنند.

۱- به سن هجده سال تمام رسیده باشند.

۲- پنج سال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساکن بوده باشند.

۳- فراری از خدمت نظامی نباشند.

۴- در هیچ مملکتی به جنج مهم یا جنایت غیرسیاسی محکوم نشده باشند. در مورد فقره دوم این ماده مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ایران در حکم اقامت در خاک ایران است 

شهروندی در افغانستان

در قانون اساسی افغانستان از واژه تبعه استفاده شده‌است. از مهم‌ترین عوامل اخلال در روند شهروندی در افغانستان معاصر، جنگ‌سالاری، مردسالاری، و نژادپرستی و قوم‌گرایی) نام برده می‌شود. جنگ‌سالاری در ۲۵۰ سال اخیر تاریخ افغانستان مبنای جامعه بوده‌است و هر گروهی که قدرت نظامی بیشتر داشته‌است از قدرت سیاسی برخوردار می‌شده‌است. مردسالاری نیز در جامعه افغانستان ریشه دوانده‌است، چنانکه زنان که نیمی از شهروندان هستند در عمل همچنان از حضور در جامعه افغانستان بازمانده‌اند

شهروندی در ایالات متحده آمریکا

حقوق شهروندی و آزادی مردم ایالات متحده آمریکا در منشور حقوق ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۷۹۱ (میلادی) به قانون اساسی آن کشور الحاق گردید، مشخص و حراست شده‌است. مهم‌ترین حقوق شهروندی در ایالات متحده آمریکا بر اساس این منشور عبارتند از:

  • متمم یکم: آزادی مذهب و آزادی بیان
  • متمم دوم: آزادی مالکیت و حمل اسلحه
  • متمم سوم: حراست از مالکیت مسکن افراد در زمان صلح و جنگ
  • متمم چهارم: حق امنیت جان، مسکن و مالکیت افراد در برابر تفتیش و توقیف
  • متمم پنجم تا هشتم: دادرسی، محاکمه و مجازات عادلانه
  • متمم نهم: منحصر نشدن حقوق و آزادی افراد به موارد بیان شده
  • متمم دهم: محفوظ داشتن اختیاراتی که به موجب قانون اساسی به دولت فدرال اعطا نگردیده و یا برای ایالت‌ها ممنوع نشده، برای ایالت‌ها یا مردمh
شهروندی در مجارستان

  • قوانین شهروندی بر اساس قانون 55 - مورخ 1 ژوئن، 1993.
  • تولد در درون قلمرو مجارستان به طور خودکار مشورت شهروندی.
  • تبار کودکی که حداقل یکی از والدین که یک شهروند از مجارستان، بدون در نظر گرفتن کشور از تولد.
  • تابعیت مجارستانی ممکن است پس از تحقق شرایط زیر به دست آید:
  • افراد با روابط قومی به مجارستان باید در این کشور به مدت هشت سال زندگی.
  • اتباع بیگانه که ازدواج اتباع مجارستان، و یا پدر و مادر از شهروندان مجارستانی که افراد زیر سن قانونی، و یا که توسط اتباع مجارستان به تصویب رسید شده اند، یا که از شناخته شده اند
  • به عنوان پناهنده توسط مقامات مجارستان، تنها نیاز به اقامت در این کشور به مدت سه سال است.
  • اعضای اقلیت های قومی مجارستان یک کشور دیگر تنها نیاز به اقامت درکشور به مدت یک سال.

 

  • تابعیت دوگانه: شناخته شده است.
  • از دست دادن تابعیت :
  • داوطلبانه : کناره گیری داوطلبانه تابعیت مجارستانی مجاز است. افرادی که قصدبه نفی شهروندی کرده باید یک بیانیه کتبی به رئیس جمهوری بنویسد و ادامه عملیات را دنبال کند.
  • غیر ارادی : اگر فرد تابعیت شهروندی را با اظهارات نادرست به دست آورده باشد.

 

آیین شهروندی در جامعه مدرن

هابر ماس،جامعه مدنیرا حوزه ای می داند که در آن تصمیم گیری ها از طریق فرایندهای جمعی و مشارکت فعالانه شهروندان در شرایطی آزاد و برابر صورت می گیرد.به اپن ترتیب ،قهرمان اصلی جامعه مدنی،شهروند است.جامعه مدنی در قدیم به معنای جامعه ی شهروندان به کار  رفته است.همین کلمه در قرون وسطا به معنای اجتماع سیاسی افراد بوده است . برای اولین بار هابز در کتابش ، معنای جدید آن را  ارائه می کند.به اعتبار نظر او ،جامعه مدنی همان پولیس یونانی یا دولت شهر است (هادی جابری مقدم, 1384).اظهار نظرها در این مورد زیاد بود اما مهمترین تحولات در فلسفه سیاسی هگل شکل گرفت.هگل،جامعه مدنی را دستاورد جهان مدرن می نامد و تمامیت آن را قالب دولت مدرن می داند.سن سیمون و شارل فوریه و رابرت اوتن با تاکید بر سوسیالیسم و با تقسیم سهام کارخانه های خود در میان کاگران و ایجاد شرکت های تعاونی ، در مفهوم جامعه مدنی در تاریخ شهرسازی تاثیرگذار بودند.

رابرت دال معتقد است که در جامعه مدنی ،شرایط ذیل باید فراهم گردد:

  • شهروندان از امکان مشارکت موثر در فراگرد سیاسی و طبعا از فرصت های کافی و مساوی با یکدیگر بهره مند باشند تا پس از تامل و سنجش،هدف ها و ارجحیت های سیاسی-اجتماعی خود را تعیین کنند و بتوانند سبب هایی را که موجب شده است یک هدف یا خط مشی را بر هدف یا خط مشی دیگر برتری دهد،برشمارند.
  • هر یک از شهروندان مطمئن باشند که داوری آنها و رای آنها در تصمیم گیری های مهم جمعی ،در روی کارآمدن یا رفتن حکومت ها یا تاثیر بر خط مشی آن ها ،همان ارزش و اعتباری را دارد که داوری و رای شهروندان دیگر و موافقت و مخالفت و ابزار عقیده ی آنهامنشا اثر و مورد توجه جدی است.
  • شهروندان از فرصت و مجال کافی و مساوی با یکدیگر برخوردار باشند تا به تامل و درک آگاهانه ی امور بپردازند و دریابند چه رهیافت ها ،گزینش ها و همه تصمیم هایی مصالح آن ها را تامین می کند.
  • همه ی اشخاص بالغ ، از امتیازات و حقوق گسترده ی شهروندی بهره مند باشند.در اندیشه مدرن ،مولفه هایی مفهوم شهروندی را تبیین می کنند که بیش از هرچیز به نزدیکی شهروندی و جامعه مدنی تاکمید دارند؛از جمله:شان،وفاداری،تکالیف ،مسئولیت ، هویت ،آموزش ،نقش و...j (هادی جابری مقدم, 1384).
شهروند پویا

شهروندی اشاره به زندگی روزمره، فعالیتهای فردی و کسب و کار افراد اجتماع و همچنین فعالیتهای اجتماعی ایشان دارد و بطور کلی مجموعه‌ای از رفتار و اعمال افراد است. شهروندی پویا یا شهروندی فعال در واقع از این نگرش برخاسته‌است.

شهروندی از این منظر، مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌های فردی و اجتماعی است. فعالیتهایی که اگرچه فردی باشند اما برآیند آنها به پیشرفت وضعیت اجتماعی کمک خواهد کرد. همچنین است مشارکتهای اقتصادی، خدمات عمومی، فعالیتهای داوطلبانه و دیگر فعالیتهای اجتماعی که در بهبود وضعیت زندگی همه شهروندان موثر خواهد افتاد. در واقع این نگاه ضمن اشاره به حقوق شهروندی مدون و قانونی در نگاه کلی‌تر به رفتارهای اجتماعی و اخلاقی می‌پردازد که اجتماع از شهروندان خود انتظار دارد. دریافت این مفاهیم شهروندی نیازمند فضایی مناسب برای گفت‌وگو و مشارکت مردم با نقطه نظرات متفاوت و نظارت عمومی است

فرهنگ شهروندی

از وجوه تمایز بین جوامع، فرهنگ های کم و بیش متفاوت آنهاست.از فرهنگ تعاریف متعددی ارائه شده که گستردگی این مفهوم را نشان می دهد . همراه و متناسب با تعاریف فرهنگ ،تقسیمات مختلفی نیز از این مفهوم مانند فرهنگ شهری،فرهنگ سازمانی و... ارائه شده است.یکی از این تقسیمات ،فرهنگ شهروندی است که مجموعه ای از ارزش ها ،نگرش ها و قوانین بنیادی است .موضوع کلیدی در فرهنگ شهروندی کسب سرمایه اجتماعی است.سرمایه اجتماعی ظرفیت و استعداد تعامل و همکاری بین مردم و نهادها برای رسیدن به خیر جمعی است.فرهنگ شهروندی در میان طیفی قرار می گیرد که دامنه آن از جنبه های مثبت یا منفی می باشد.لذا جوامع مختلف در قسمت های مختلف این طیف قرار می گیرند.از تعاریف مطرح شده چند عنصر اساسی فرهنگ را می توان استخراج کرد:

  • فرهنگ شهروندی یک کلیت است،فرهنگ از عناصر مختلف و متعدد تشکیل یافته است.
  • فرهنگ شهروندی محصول جمعی است،فرهنگ توسط جامعه ساخته می شود.
  • فرهنگ شهروندی تاریخ مند است، یعنی فرهنگ از نسل های کذشته به نسل های امروز و از آن ها به نسل های آینده منتقل می شود.
  • فرهنگ شهروندی پایدار است، به این معنا که عناصر فرهنگ به سختس و در درازمدت دستخوش تغییر و دگرگونی می شود.
  • فرهنگ شهروندی یک طیف است و از جنبه های مختلف درجات متفاوت به خود می-گیردl. (حاجی پور, 1389)

 

حقوق شهروندی

شأن شهروندی و حقوق و تکالیف مربوط بدان از مفاهیم اساسی زندگی دموکراتیک به شمار وی رود. شهروندان از حیث حقوق و تکالیف با هم برابرند. در دموکراسی های باستانی یونان و روم شأن شهروندی به معنی داشتن حقوق و تکالیف یکسان در نزد قانون و نیز مشارکت در امور سیاسی و عمومی جامعه بود. حق حکومت کردن و اطاعت از حکومت هر دو جزء شأن شهروندی بودند؛ با این حال در آتن شأن شهروندی تنها به مردهای  آزاد، محدود می شد و بردگان از شمار شهروندی  بیرون بودندm. (بشیریه)

شأن شهروندی به مفهوم برخورداری از حقوق عمده ای چون آزادی بیان، برابری در نزد قانون،حق اجتماع و... بدون توجه به وضع طبقاتی، جنسی، نژادی و غیره، مفهوم رایج شهروندی در قرن نوزدهم بود،اما در قرن بیستم ظهور مفهوم "حقوق اجتماعی" مضمون شهروندی را گسترش بیشتری داد. منظور از حقوق اجتماعی برخورداری از خدمات اجتماعی، بهداشتی، آموزشی، تأمین اجتماعی و... است. بدین سان مفهوم شهروندی دیگر خصلت صرفا حقوقی وسیاسی ندارد، بلکه مضمون اجتماعی و اقتصادی نیز یافته و بدین سان تعارضات سیاسی میان سرمایه داری و شأن شهروندان که اغلب مایه نگرانی طرفداران دموکراسی بوده، تا اندازه ای کاهش پیدا کرده استn. (بشیریه)

در حقیقت یک شهروند یک عضو رسمی یک شهر، ایالت یا کشور است. این دیدگاه، حقوق و مسئولیت‌هایی را به شهروند یاد آور می‌شود که در قانون پیش بینی و تدوین شده‌است. از نظر حقوقی، جامعه نیازمند وجود مقرراتی است که روابط تجاری، اموال، مالکیت، شهرسازی، سیاسی و حتی مسائل خانوادگی را در نظر گرفته و سامان دهد. حقوق شهروندی آمیخته‌ای است از وظایف و مسئولیت‌های شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تامین آن حقوق بر عهده ی مدیران شهری(شهرداری)، دولت یا به طور کلی قوای حاکم می‌باشد. به مجموعه این حقوق و مسئولیت‌ها ، «حقوق شهروندی» اطلاق می‌شود.o

بسیاری براین عقیده‌اند که قوانین موضوعه هر کشوری تاثیر مستقیم از مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی می‌پذیرد.بعضی شهروندی را در ابعاد اجتماعی، سیاسی و مدنی تقسیم بندی می‌کنند اما به نظر می‌رسد در دسته بندی کلی می‌توان شهروندی را در مسئولیتهای فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیت‌های دولت در قبال شهروندان بررسی کرد. با نگاهی کلی در جوامع مختلف می‌توان بخشی ازاین مفاهیم مشترک را عنوان و تکمیل کرد.

مسئولیت‌های اجتماعی

شهروندان به طور داوطلبانه امکانات خود را جهت کمک به پیشرفت و بهبود شهر به کار می‌گیرند. شهروندان فعال با توجه به تخصص و استعداد خود در سازمانها و کمیته‌های محلی گوناگون نظیر انجمن اولیا و مربیان و سازمان‌های غیردولتی عضویت و فعالیت می‌کنند. شرکت در نشست‌ها و اجتماعات شهری، حضور در محکمه‌های عمومی، هیات منصفه یا هیات‌های حل اختلاف، مشارکت در پروژه‌های اجتماعی برای پیشرفت جامعه و همچنین یافتن مشکلات و راه‌حل آن‌ها بسیار سودمند خواهد بود.  صاحبنظران برین عقیده‌اند که اجتماعات محلی، و نهادهای مردم محور می‌توانند با ارائه رفتارهای جدید و نهادینه ساختن آنها در جوامع، نقش موثری در ایجاد و بازتولید مفهوم شهروندی ایفا نمایند.

مسئولیت‌های فردی

  • رای دادن:حق رای در عین حالی که، از نظر بسیاری، از جمله مسئولیت‌های شهروندی محسوب می‌گردد اما در واقع یک امتیاز نیز می‌باشد. کسانی که رای نمی‌دهند در واقع صدایشان در دولت شنیده نمی‌شود. قبل از هر رای‌گیری، اطلاعات مربوط به موضوع یا نامزدها باید بصورت شفاف به اطلاع شهروندان برسد.
  • خدمت در ارتش: در زمان جنگ، هر مردی که توانایی بدنی دارد، برای جنگ فراخوانده می‌شود. در زمان صلح نیز به صورت خدمت اجباری سربازی و یا داوطلبانه در نیروهای مسلح حاضر می‌شوند.
  • احترام به قانون و حقوق دیگران: هر شهروندی می‌بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در آنجا زندگی می‌کند، پیروی کند.
  • هر شهروندی می‌بایست به حقوق دیگران احترام بگذارد.
  • پرداخت مالیات: هر شهروندی موظف به پرداخت مالیات بر درآمد و دیگر عوارض قانونی بر اساس درستکاری و راستی و سرموقع می‌باشد 

مسئولیت‌های دولت

از جمله مسئولیت‌های دولت، خرج نمودن مالیات و عوارض دریافتی توسط بخش‌های دولتی جهت ارائه خدمات زیر، به شهروندان است :

  • حفاظت از جان و مال و حقوق و امنیت شهروندان: توسط پلیس، آتش‌نشانی، امداد در حوادث و بلایای پیش بینی نشده، دادگاه و سامانه قضایی و نیروهای مسلح.
  • بهداشت و سلامتی: آب و غذای سالم، بازرسی از شیر و گوشت، نگهداری از بیمارستان‌ها.
  • آموزش : مدرسه‌ها و کتابخانه‌های عمومی.
  • نگهداری، تعمیر و ساخت جاده‌ها، بزرگراه‌ها و خیابان‌ها و راه آهن.
  • حفاظت و نگهبانی از منابع طبیعی، جنگل‌ها و محیط‌زیست.
  • حفاظت از پس‌اندازها، با بازرسی از بانک‌ها و ضمانت حساب‌های بانکی.
  • کمک و جبران خسارات : در موارد پیش بینی نشده مانند سیل، زلزله و خشکسالی 
نتیجه گیری

 شهروند کسی که از حقوق مدنی یا امتیازات که در قانون اساسی یک کشور برای او داده شده برخوردار باشد. او فردی است در رابطه با یک دولت، از یک سوی برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر در برابر دولت تکالیفی به عهده دارد. این واقعیت است که «شهروند خوب، شهری خوب می‌خواهد» تا بتواند زندگی را برای خود  زیبا، روحش را  متعالی و ارتباطش را با محیط پیرامونش گسترده نموده و در نهایت او را به انسانیت سوق دهد و در نهایت وحدتی را در اجتماع فراهم آورد.

حقوق شهروندی آمیخته‌ای است از وظایف و مسئولیت‌های شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت  یا قوای حاکم و وظایف و مسئولیت‌های مدیران در قبال شهروندان. بدین شرح که یک سری از مسائل و وظایف بر عهده مدیران شهری است ، مثل خرج نمودن مالیات و عوارض دریافتی توسط بخش‌های دولتی جهت ارائه خدمات از قبیل حفاظت از جان و مال و حقوق و امنیت شهروندان، بهداشت و سلامتی، آموزش و... . و مسئولیت هایی مثل خدمت در ارتش، رای دادن، احترام به قانون و حقوق دیگران، پرداخت مالیات و ... بر عهده شهروندان است.

مشاركت مردم در امور شهر مانند  تصميم‌گيري و پيگيري جهت رفع مشكلات و نابساماني‌ها بسیار مهم و برای شهر سرنوشت ساز می باشد . بطوري كه تجارب جهاني خصوصا در كشو‌رهاي توسعه يافته بر تحقق مفهوم توسعه با مشاركت مردمي بسیار تاکید  دارد. اهمیت مشارکت شهروندان در امور و طرحهای مدیریت شهری داراي اثرات مثبت در بهره‌وري و راهكاري جهت ارتقاء توانايي‌هاي اساسي شهروندان  در راه توسعه پايدار به شمار مي‌آيد. در حال حاضر مديريت مشاركتي بهترين روش اداره كردن امور در دنيا به شمار مي‌آيد و يكي از پايه‌هاي مردم سالاري نیز به حساب مي‌آيد.

 

حقوق شهروندی
ویژگی شهروند خوب از دکتر محمود سریع القلم
راههای کاهش تولید زباله
ذخیره ،نگهداری و اداره پسماند در محل:
راهکارهای استفاده دوباره از کالاهای مصرفی
راهکارهای بازیافت پسماند
آیا میدانید؟
ارائه بهترین سناریو مدیریت پسماند شهر ساحلی بابلسر با استفاده از تحلیل روش سوات
اسراف و تبذیر در زندگی شهری و راهکارهای کاهش آن
درآمدی بر آلودگی بصری در شهرها
منشور فرهنگ آپارتمان نشینی
فرهنگ رانندگی
بررسی روشهای بهینه مصرف آب در فضای سبز شهری با تاکید بر آبهای نامتعارف
بازدید امروز14
بازدید دیروز176
بازدید هفته920
بازدید کل86780